البته زود پاک کردم تا بقیه نبینن ![]()
عوضش الان ۲ تا از همون غزلای صاف و ساده ی خودم میزارم تا جبران بشه ![]()
راستی گفته بودم غزل اما این تنها شعر نوی نیمایی منه تو همین پست میذارمش تا دیگه از دستش راحت شم ![]()
و اگه زحمتی نیست نقد یادتون نره !!! باشه ؟؟؟؟ ![]()
صداقت پرپر
دور هم گرد اتاق
بچه ها جمع شدند .... یکی از آنها گفت : گرگم به هوا
دیگری فریادی : که نه !! قایم باشک
و من از جان گفتم :::: کلاغ پر
حسنی گفت قبول !
و شروع بازی ... همه در یک نقطه . اتحادی زیبا
دست ها در یکجا و نشانه یکجا
در کلام اول حسنی گفت : صداقت ...
با نوای حسنی ... از میان من و لیلا و مونا و علی و اکبر و همسایه ی ما
دست من بالا رفت! وچه با ناز گفتم :پر
و چه با ناز و غرور که صداقت .. پر پر
بازهم بازهم بازهم من سوختم..
با شجاعت به تمنا گفتم : یک بار دگر
حسنی گفت : قبول و دوباره بازی بار دیگر اتحاد
دست ها در یک جا >>>> و نشانه یک جا
و دوباره حسنی گفت : صداقت و نگاه همگان بر من بود...
اشک در چشمانم <<>>> بغض در حنجره ام <<>> دست من می لرزید
در نتیجه آخر .... دست ها پایین ماند .... و صداقت پرپر

**************************************************************
اینم یه غزل برای تازه عروسا
تو الان عروسکی
عروس شهر پری تا کی می خوای گل بچینی ؟؟
تا ابد می خوای کنار آقا داماد بشینی؟؟
بگو بله تا همه برن سر زندگی شون
دیگه بار سوّمه , وکیل میخواد گل نچینی
بگو و برو توی خونه ی بختت عروسک
فکرشو بکن . تو و شوهرتو دو تا نی نی
شب اوّلو بچسب , عروسک تازه نفس
شام میخوای چی بپزی میگذرونی با شیرینی؟؟؟
طعم ماه عسلو بچش تا هر جا میتونی
که دیگه تا عمر داری رنگ اونو نمی بینی
الهی تا آخرش کم نیاری ,عقب نری
تو الان عروسکی !!! باید اینا رو بدونی
شاعر: پدرام ![]()

وبلاگ آقای سعید عاشقی با ۲ پست بسیار زیبا آپ شده حتما سر بزنید ....
http://saeidasheghi.blogfa.com/
اما باید بگم که آرزوی دیر دیر آپ کردن منو باید به گور ببرین چون امتحانام تموم شده منم که دفتر شعرم پرررر منم که فضوووول
تا ببینم شعرام چه مشکلی داره
لطفا اطلاعاتتونو هرچند کم یا زیاد از من دریغ نکنید...
{ راستی اگه تو متن بالا مشگل املایی داشت بگید
آخه من تو هر پست یه سوتی میدم }
غزلی که ساعت ۱ شب سروده بشه از این بیشتر نمیشه
لطفا در مورد این شعر نظر کارشناسی ندید خودم میدونم چه گندی زدم
{ فقط اگه کلی بگید چه جوریه و به اینجورشعرا چی میگن ممنون میشم }
Game over
تقلب بود دور از دید teacher
نگاهم بر passage و شکل picture
چه غوغایی ست inside this classroom
رفیق این غزل ها structure { استراکچر }
و جالب بود this subject for me
غزل خواهر ... و موزونش brother
Return off in the game وجدان شاعر
صدای سوت پایان ...... Game over
شاعر: پدرام
************************************************
تقدیم به پدر عزیزم![]()
![]()
پدر من
پدری دارم من که نگاهش زیباست
دل او رویایی ست پدرم بی پرواست
دل من می خواهد بروم نزد پدر
و ببوسم رویش , که خدایی آقاست
دل من سیراب ازقطره ی مهر پدر
کاش یک قطره ولی دل بابا دریاست
از نگاهش ایمان از وجودش ایران
غیرت از چشم پدر به درستی پیداست
پدرم جانبازاست پدری جان برکف
من به او می بالم پدر من بی تاست
شاعر: پدرام
۲ تا غزل مشتی با پر از اشکالات ناشیانه
ببینم چی کار میکنیدا
هر چی بنظرتون میاد بگیدا ... ![]()
![]()
شاعری روشن
من شاعری روشن شدم دور از چراغ و نور ها
در ظلمت شب می روم سوی نگاه کورها
در این سرای بی کسی , دستم به کامم می رسد
حالم خراب می شود از دیدن مغرور ها
من شاعری کوچک ولی یک آرزو دارم به سر
روزی شوم محشور با, حرف دل مشهور ها
شاید به من می خندی و فرض محال می کنی
باشد بخند ای نازنین بر ریش این منصورها
در کوچه های شاعری روزی مرا می بینی و
تو زیر پای این غزل , من در دل مشکور ها
شاعر:پدرام
![]()
معادلات عشق و تنهایی
من پشت این تکرارها , من پشت این دیوارها
خط موازی می کشم در امتداد کار ها
کنج مثلث خانه ام , شیب وتر هم سایه ام
من برتوان غربتم , تفریقم از دیدار ها
من گوشه ی چشمان تو ای مردمک تنها چرا؟
از دایره بیرون شدم ازدست این پرگارها
در زیر رادیکال عشق, من هم گدایی می کنم
مسکین شدم کاری کنید ای تا سحر بیدارها
شاعر: پدرام![]()
عیدتون مبارک

اینم چند تا غزل برای دوستای گلم راستی اونایی که یه چیزی از شعر میدونن از ما دریغ نکنن خب؟؟
نقد یادتون نره ها ... با شمام آقای استاد .....
خودش فهمید
خب بریم سراغ شعرام::::
شاعرانه
غرق دراین واژه های عاشقانه گشته ایم
مات ومبهوت غزل های زمانه گشته ایم
بی خیال ظلم و جور حاکمان حکم ران
دور قالب های تصنیف وترانه گشته ایم
هرچه میگوییم ازعدل وعدالت بیخود است
ما خود ازخودبی خودیم وشاعرانه گشته ایم
از سکوت فلسفه منطق به فریاد آمده
از پس این ماجرا ما عارفانه گشته ایم
عقل ما در ویترین قلب ما حرّاج شد
در ره دیوانگی هم عاقلانه گشته ایم
شعرما شعریست کاذب بامضامین دروغ
گر چه بردور صداقت صادقانه گشته ایم
شاعر : پدرام ![]()
آقای ابو ترابی و عاشقی رو که میشناسید
حالا این شعرو بخونید ![]()
شاعرک
شاعر کوچک شعارش خالی از مفهوم بود
از نگاه شاعران تیز بین محروم بود
هر چه میخواند و غزل میگفت اما باز هم
لرزش مضمون واوزان درغزل معلوم بود
نقد های عاشقی و بوترابی سخت تلخ![]()
تلخ تر از جام زهر و شاعرک مغموم بود
باز هم در آن دوشنبه نام او را داد زد
شاعرک برعکس هرهفته کمی مغموم بود
این غزل را خواند و با تردید و ترس
گفت آیا معنی ابیات من مفهوم بود ؟؟؟؟ ![]()
![]()
میگم این پسره این پایین قیافش چقدر آشناست ![]()

سلام بدلیل اینکه موقه ی امتحانا نمیتونم آپ کنم شعر هایی که طی ۳ روز گذشته گفتم رو براتون تو همین پست میذارم ...
راستی اگه نقدی چیزی به نظرتون اومد حتما بگید این شعرا نیاز شدیدی به اصلاح دارن![]()
از همه ی اونایی که نظر میدن کمال تشکر و قدر دانی رو دارم ...
و یادآوی اینکه من دیگه سفارش چی؟؟؟ قبول نمیکنم
بنویسید...بخوانید![]()
بنویسید صداقت و بخوانید د روغ
بنویسید چه خلوت و بخوانید شلوغ![]()
زندگی قضاوت فاصله انسانهاست
بعد سهراب سپهری بنویسید فروغ
زندگی تکامل ثانیه و دقیقه هاست
بنویسید تناقض و بخوانید بلوغ![]()
زندگی لحظه آزادی مرغ وطن است
بنویسید تنفس و بخوانید نبوغ![]()
بنویسید! ولی آنچه نوشتید بخوانید
ننویسید صداقت که بخوانید دروغ![]()
شاعر: پدرام![]()
سکته های بی شمار
لرزش اشعار را با چشم خود می بینم
نا امید از هر کجا و بیت های خواندنی
باز من در انتظارشعر خود می شیینم
******
شعر در این روزها یعنی طلای صد عیار
شعر یعنی گفتن حرف دل از سبک نگار
واژه ها را سر بریدند و فراری گشته اند
شعر های عاشقی با سکته های بی شمار
******
آشتی ای قافیه , آشتی با تو ردیف
آشتی با بیت های نازک و نرم و لطیف
منت ابیات خوب واژه ها را می کشم
گفتن یک شعر زیبا با مضامین نحیف
شاعر: پدرام![]()
حق من
حق من از زندگی اینها نبود یادگار عاشقی دریا نبود
قایقم داد و به من گفت بزن حیف پاروی من از رویا نبود
نه جزیره , نه سفینه , نه کسی ناجی اسرار من آنجا نبود
در میان آبی دریای غم جنس ساحل گرمی شن ها نبود
شدت امواج من را رام کرد ور نه شعری از دل نیما نبود
ای دچار آبی دریا شده آخر این ماهی دچار آبی دریا نبود
حق لیلا دست گرم عشق بود مزد مجنون گریه ی شب ها نبود![]()
شاعر: پدرام![]()
دلسادگی
ساده باید بود با دلسادگی
غصه باید خورد از دلدادگی
عاقبت باید فراموشم کنی
با هزاران حقه یا دیوانگی
خانه ام را باختم در این قمار
مانده ام پشت در ویرانگی
عاقبت میمیرم از سوز هوا