سلام بچه ها ممنون از اینکه با نقد های به جاتون منو راهنمایی میکنید ...
این دفعه هم اگه نقد کنین ممنون میشم احتمالا تا ۱ هفته بعد این آپ نمیتونم آپ کنم
راستی با دعایی که شما کردین
الحمدالله خیلی بهتر شدم
قسمت اول برای عموم
یا رومی رومی یا زنگی زنگی
ای شاعر خوش باور , لا اقل تو رنگی باش
یا مایه ی فخر من یا لکّه ی ننگی باش
از رو کف دستی و از پشت چرا خنجر ؟؟
<< یا رومی رومی شو یا زنگی زنگی باش >>
ای کلبه ی تو قلبم , اسرار ِ دلت , رو کن
یا نرم مثال ِ گل , یا کلبه ی سنگی باش
مظلوم تر از آهو , منفور تر از گرگی !!
یا جوجه ی بی مادر یا لاری ِجنگی باش
ای پرسش بی پاسخ تا آخر این مجلس
یا دست ِ مرا رو کن , یا شعر قشنگی باش
شاعر : پدرام![]()
اما اولین شعر سپیدی که توی عمرم گقتمو براتون میذارم ... ![]()
چشمانم از نگاهشان آبی میشوند
چیزی برای جیبم ندارم
همه چیز را از دست هایم دادم
حتی فریادم را از سکوت
شاعر : پدرام ![]()
*****************************************************
قسمت دوم برای توتم
نامه ای که زیاد سرگشاده نیست ...
نکته : فقط توتمی ها بخوانند !!! ![]()
خبر جدیدمهم : از اینکه داره سوء تفاهم میشه خوشحال نیستم اولا این متن قبل از نقد شعرمن توی توتم نگاشته شده و هیچ ربطی به اون موضوع نداره ...ثانیا من هنوز به اون حد نرسیدم که بخوام نقد بچه های با سواد و کارکرده ی توتم رو رد کنم . و همه ی حرفاشونو در مورد شعرای خودم قبول دارم ودنبال درست کردنشون هستم.ثالثااین متن فقط یک قضاوت ناعادلانست بین سپید و غزل که به قول بعضیا به صورت نصفه و نیمه با طنز قاطی شده و اگرم میبینید از کسی اسم بردم به خاطر اینکه متن جذاب بشه تا متن به این زیادی برای بچه های عزیز خسته کننده نباشه ... بگذریم . منتظر بقیه نظرات هستم
هشدار : لطفا به هیچ قومی بر نخوره
با این شیطونی از ارزش شعر های زیبای توتمیان هیچ چیزی کم نمیشه !!!
چه سپید چه غزل و هیچ چیزیم به اشعار زیبای افراد نامبرده اضافه نمیشه !!! ![]()
به قول بعضیا که زود از کوره در میرن شعرو باید برای خود شعر خوند
من فقط میخوام با سپید آشنا شم تا قبل از این که به غیرت هیش کی بر نمیخورد و کمکم نمیکرد ![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
حاضرم واژه هایم را سر ببرم تا تکه کلام شعر هایم نشوند !!!
.
.
.
از بالا آوردن های مهرانفر تا سه نقطه های یزدیها که عقل ناقص السپید شاعرکانی همچون من جای
آنها را پر نمی کند گرفته … تا >> مترسک جالیز عدنان که عطف به مصرف از تاریخ گذشته ی شعرش
رویش به دیوار … هزار بار شنیدم . چرا راه دور حتی از کلاغ های خودم هم ----> خوشم نمی آید...
اصلا به من چه اکسیژن خفه ات میکند برای شما مهم این است که اگر اسدی آستینش را که بالا میزند
کاغذ ها جیبش را خفه کنند ... همین !!!
بی خیال
باز هم به زبان شیوای آقای سلیمانی _ یا نه !!! بازهم به لالایی هر شب من ! حتما تو هم شنیده ای ؟
گوش کن :
چه کودکانه ی تلخی که دوستت دارم
چه اشتباه قشنگی که دوستم داری !
وقتی میتوانم با دختر سنگی سلیمانی بخوابم چرا فردا را به کفش های تو بسپارم که مثلا چی ؟ با عقل جور در بیایم ؟؟؟؟ فوقش برای گلدان قدیمی مادرم که شبانه گریخت با دستانت دیواری ساختی , اما چگونه
شاعر دلگیر جنوبی اسکله های دوستی را با زبان پیچیده و مفهوم پخشیده و احساس نبخشیده ی بعضی ها
عوض کنم ؟؟؟
آقا من به این ریش هایی که با آرد سفید میشوند شعر نمیگویم ... خب معلوم هست خو دم هم که عددی نیستم !
فقط یک چیز !!!
(" می سپارمتان به واژه هایی که در جیب های خالی از وزن شما سپید می شوند و روی کاغذ بی گناه می ریزند " )
پایان
ببین غزل های منو . حراجشون نمیکنم
اگه منو رها کنن حلالشون نمیکنم
این مریضیه هست آنفولانزا رو میگم از عراق اومده خبر دارید که ؟؟ من این مریضیرو گرفتم . برام دعا کنید زود خوب شم . تازه ممنوع المدرسه شدم گفتن تا تاییدیه ی دکتر نیاری رات نمیدیم
اما عوضش... ![]()
به کوری چشم حسودا به خاطر دیر آپ کردنم کلی غزل تقدیمتون میکنم ... و اینم بگما این دلیل اون نیست که برای شعرام ارزش قائل نباشم ... فقط دوست دارم به حجم دفترم مغرور نباشمو همیشه احساس کنم باید برم دنبال شعرای بهتر
همشو بخونین خالی از لطف نیست ...
شدم ورق های دلت ؟؟؟
شدم ورق های دلت ؟ چفدر من پاره شوم ؟
برای دیدن ِ شما , چقدر آواره شوم ؟ ؟
و صد قدم گذاشتم که صد قدم مانده به تو
یکی ز ِ آن بگیر تا دوباره بیچاره شوم
هم از خیال ِ آبی و هم از نگاه ِ آسمان
ز قطره های عشق تونشد که فوّ اره شوم
نخواستی دل بکنم از این زمین لعنتی
تو خواستی بمانم و شدید اینکاره شوم
دل شکسته میخری ؟ وَدفترم جواب داد
شدم ورق های دلت ؟ چقدر من پاره شوم ؟
شاعر : پدرام![]()
دلتنگی برای غزل
چند روزیست که در فاصله ها گم شده ای
در میان موجی از مچاله ها گم شده ای
شعر ما شهر شلوغی ست ولی باور کن
که تو در غفلت این قافله ها گم شده ای
توکه هرروزمرابه یک غزل می بردی
پس بگو ! پشت کدامین گله ها گم شده ای
شاعر:پدرام![]()
تا اطلاع ثانوی یک بین از شعر بالا حذف شد ![]()
تبخیر تقدیر
در آفتاب شاعری دریای من تبخیر شد
آری بیا بنگر که مجنون هم ز لیلی سیر شد
من بودم وسهراب بود و شاعران دیگری
در آن همایش یک شبه نیمای ما هم پیر شد
ازدست این ناداوران دریک همایش بازهم
بین فروغ و بهمنی از جنّتی تقدیر شد
تا دست من بالا رود ازدست این ناداوری
دیگر چه سودی ای غزل مثل همیشه دیر شد
اکنون ترانه , رتبه اول گرفت و جام برد
سهراب و نیما در عوض , دستانشان زنجیر شد
![]()
![]()
سلام بچه ها چون تامدت زیادی نمیخوام آپ کنم ۲ تا غزل میذارمو میرم تا چندهفته شما راحت باشین ![]()
آقا پس فعلا تا یکی دو هفته خداحافظ ... منتظر نظراتتون هستم ![]()
خبر جدید : بیت >>> لرزشی در آب دیدم شاید از پاروی توست
لرزش امواج کوتاه و خم ابروی توست
به
بیت >>> لرزش امواج جادوی دم جاروی توست
لرزشی در آب دیدم .ضربه از پاروی توست
تغییر یافت!!!
خبر دوم : عبارت: سهراب باشم ... به>>> رنگی بگیرم تغییر یافت !!!
شایدم ... یا که نه !!!
دوست دارم ازخودم اززندگی دورشوم
شایدم نه ! مثل مریم,شاعری کور شوم
یا که نه رنگی بگیرم بوم نقاشی شوم
مثل داور در زمین ِ سبز فحّاشی شوم
******************
شایدم بی پرده باشم همچو اشعار فروغ
پشت ِ راز ِ من , که نه, درپشت اسرار ِنبوغ
بنویسید صداقت وَ بخوانید دروغ
بنویسید چه خلوت !!! وَ بخوانید شلوغ
شاعر : پدرام ![]()
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اما شعر دوم راستی حتما بگید کدومش قشنگتر بودا ؟؟؟ خب ؟ آفرین ![]()
![]()
{{جادوی تو}}
لرزش امواجِ .جادوی دم جاروی توست
لرزشی در آب دیدم , ضربه از پاروی توست
دست بر رویت کشیدم , صورتت نمناک بود
آب احساس من و امواج هم داروی توست
اشک تو از مردمک تا گوشه لب پرت شد
مثل زنبوری که در شیرینی کندوی توست ...
آمد و نیشی زد و قلب مرا آزرده کرد ...
غصّه ی این قصّه ام از چهره ی اخموی توست
فارغ التّحصیل ِ دانشگاه ِ آب و آینه ِ
گیر ِ پایان نامه ی مختومه ی جادوی توست
![]()

جمله ی همیشگی منو که یادتونه ؟؟ {{نقد یادتون >>> چی ؟؟ نره
}} کوچیک همتون پدرام![]()
خبر جدید : به خاطر نقد به جای دوستان خوبم ... میخوام همین جا از همه ی معلم های دلسوزی که خودم شاهد کاراشون بودم ... مثلا اونموقه ای که همه ی معلما اعتصاب کرده بودن خیلیاشون میومدن سر کلاس و ... !!!
نکته : من خودم از وجود مشکل وزنی تو این شعر آگاه هستم ولی مجبوری بوده به خاطر اینکه بتونم مفهومو خوب برسونم به خورده قید وزن بدون اشکالو زدم
اما !!! از اونایی که به . وزن ها و اوزان آگاهی دارن خواهشمندم که بگن مشکل دقیقا در کدوم مصرع ها وجود داره ![]()
کوچیک شما پدرام ![]()
<< معلم دلال >>
نمره های درس من از چشم تو بالا نیست ؟؟؟
کارنامه , دست چپ ...دو را بگیر از فکرِ بیست![]()
یک گناهی در کلاس بند ِ { پ ِ} دارم من
که کمی ... که نه !!! زیادی جیب بابا خالیست ![]()
در کلاسی درس میخواندم ... معلّم زاغ بود
آنکه پولی می ستاند بابت ِ 10 نمره کیست ؟؟؟ < معلم ما > ![]()
یاد تاریخ بخیر , کلاسمان حرمت داشت
حال بنگر ... که هوای نمره هایم ابریست ![]()
این معلم !!! چوب حرّاج به تاریخم زد ...
نمره ی -10- زحمت ِ ده روزوشب بی خوابیست![]()
تو بگو : هدف در این کلاس ِ دلّا لی چیست ؟؟؟ ![]()
![]()
توجه: از دیدن قافیه های بیت آخر تعجب نکنید این کار عمدی صورت گرفته !!!
خبر جدید : به دلیل نقد دوستان عبارت {ذوالفقار چشم تو } به {نازنینا! چشم تو} تغییر یافت .![]()
نقاش شاعر
میکشم روی تو را در اوج دوران جوانی
که برایم تا ابد بر روی این کاغذ بمانی
واژه هایم رنگ لب های تورا پررنگتر زد
قرمز روشن که نه !! زیبا تراز آن...ارغوانی
من تورا با شعرهایم میکشم ای عشق زیبا
می گذارم لای دفتر شاید آن را هم بخوانی
نازنینا ! چشم تو , نقاش را دیوانه کرده
دست من را می بُری , ... آخر تو ای ابرو کمانی
من تو را نقاش هستم , یا تویی نقاش ذوقم
شعر را من می سرایم , یا تو من را می ِکشانی
آخرِ نقاشی اشکم را به عکست هدیه کردم
گونه هایت خیس ... تا لب های تو من گریه کردم ....
![]()


